فیس بوک توییتر
hqskills.com

هفت راه برای هوشمند بودن

ارسال شده در دسامبر 11, 2021 توسط Victor Sander

برای لحظه ای تصور کنید که در دنیایی زندگی می کردید که فقط افرادی که از توانایی موسیقی بسیار ماهر بودند ، ارزشمند تلقی می شدند. و در این دنیا ، فقط آن دسته از افرادی که از لحاظ موسیقی با استعداد موسیقی بودند ، باهوش تصور می شدند. هرکسی که توانایی موسیقی نداشت ، به عنوان کم آهسته و از نظر فکری فرومایه می شد.

در این دنیای خیالی ، فقط آن دسته از مردان و زنانی که بهترین خواننده ها ، آهنگسازان و سازنده ها بودند می توانستند برای دفتر رئیس جمهور شرکت کنند یا وارد سطوح بالای هر شرکتی شوند.

در دنیایی مانند آن ، آیا شما در بین زن و مرد خواهید بود که به راحتی موفق می شوند؟ یا از بهترین شانس ها بسته می شوید؟

اگر در این دنیا بزرگ شده اید ، آیا خود را باهوش می دانید؟ آیا افراد دیگر فکر می کنند شما خیلی روشن نبودید زیرا نمی توانید لحن حمل کنید؟

در صورتی که اتفاقاً در خواندن و ریاضیات در دنیایی که فقط توانایی موسیقی ارزشمند تلقی می شد بسیار خوب بود ، آیا این مهارت های دیگر را که شما در اختیار دارید مهم نیست؟

آیا فکر می کنید این عادلانه باشد که دیگران تصمیم بگیرند که آیا شما هوشمندانه صرفاً در مورد این تعریف بسیار باریک از هوش پیش بینی شده اید یا نه؟

تصور کنید اگر در دنیایی زندگی می کردید که فقط توانایی ورزشی حساب می کرد؟ یا دنیایی که فقط توانایی هنری مورد احترام قرار می گرفت؟

به راحتی می توانید با این مثالها ببینید که تصمیم گیری برای درک توانایی موسیقی فقط ، ضمن عدم توجه به انواع دیگر هوش ، کاملاً ناعادلانه و غیر واقعی خواهد بود. و اگر ما تشخیص دهیم که فقط توانایی هنری یا فقط توانایی ورزشی اهمیت دارد ، همین امر صادق است.

با این حال ، به نوعی ، اتفاق مشابهی در جهان که ما در آن زندگی می کنیم رخ می دهد. در دنیای ما و به ویژه در مدارس ما ، مردم تمایل دارند از یک نوع خاص از عقل بسیار قدردانی کنند ، و اغلب به سایر اشکال اطلاعاتی که کمتر با ارزش هستند احترام می گذارند.

اگر اتفاقاً در خواندن ، منطق و ریاضی با استعداد باشید ، احتمالاً در دانشگاه خیلی خوب عمل کرده اید. احتمالاً شما توسط مربیان و همسالان خود بسیار باهوش تلقی می شدید ، و در مورد هوش و توانایی موفقیت خود با اعتماد به نفس بزرگ شده اید.

دلیل این امر این است که در دنیای کنونی ما ، استعداد خواندن ، ریاضیات و منطق به عنوان مترادف با هوش تعریف شده است. هنگامی که شما یک آزمون ضریب هوشی (اطلاعاتی) را انتخاب می کنید ، این انتخاب باریک از توانایی ها اندازه گیری می شود و رتبه بندی گزارش می شود که اندازه گیری هوش شما است.

بنابراین در صورتی که اتفاق بیفتد که به زبان و منطق بد عمل کنید زیرا مهارت های شما در همه جا وجود دارد ، این ارزیابی ها و سیستم های مدرسه ما می توانند شما را به عنوان کسی که خیلی باهوش نیست ، برچسب گذاری کنید.

تست های هوش استاندارد روی اندازه گیری و کاوش ظرفیت فرد برای درک منطق ، ریاضیات و زبان بسیار متمرکز هستند. اما آیا واقعاً همان هوش است؟ یا آیا هوش چیزی گسترده تر از آن است؟

آیا می توان بیش از 1 نوع هوش داشت؟ چگونه باید هوش را تعریف کنیم؟ آیا واقعاً می توانیم آن را اندازه بگیریم؟ اطلاعاتی چیست؟

چندین کارشناس در حوزه اطلاعات اظهار داشته اند که ما باید درک خود را از آنچه در واقع هوش دارد و نقشی در زندگی موفق داشته باشیم ، گسترش دهیم. اگر هوش را در درجه اول به عنوان یک استعداد برای اعتقاد به ریاضی و زبانی/منطقی تعریف کنیم ، ممکن است انواع دیگری از هوش را که قابل توجه هستند از دست ندهیم.